شبی در خواب دیـــدم با خدا لـب ساحل قدم مــیزدم .
دیـدم در لحظات شادی جـای دو پا و در لحظات سختی
جـای یـک پاسـت . بـه خـــدا گفــتم : خــدایا چــــرا در
سـختیها مـــــرا تنهــــــا گذاشـــتی ؟ خـــــدا گفــــت :
مــــــن در سختیهـــــا تـــو را بـه دوش کشـــــــــیدم .
برچسب: همراه من,همراه من باش,همراه منتظر,مني همراه خون,منشی همراه اول,مناقصات همراه اول,منرجم همراه,مني همراه با خون,مناقصه همراه اول,مناظره همراه اول,
نویسنده: آرشان موسوی